تاریخ تولد:  ۱۳۴۱/۰۲/۳۰                             محل تولد: دزفول

تاریخ شهادت:  ۱۳۶۰/۰۹/۱۹                        محل شهادت: دزفول

زندگینامه:

بسم الله النور بسم الله نور النور بسم الله نور علی نور

“یوم تری المؤمنین والمؤمنات یسعی نورهم بین ایدیهم و به ایمانهم”

در قیامت کبری مردان و زنان مؤمن را می بینید که شعشعه نور ایمانشان از جلو و سمت راست آنها در شتاب وکاپویند.    “سوره الحدید آیه ۱۲”

حضرت امام خمینی قدس سره شریف می فرمایند: «میبینم که مردم الهی شده‌اند»

الهی شدن مردم همین بس که اینچنین مورد تجاوز اهل البغی (متجاوزین مسلخ داخلی) و متجاوزین مستکبر خارجی به شیطنت بزرگ آمریکا قرار گرفتهاند در ادامه این خط ابلیسی غاصبان صدامی به بیت رسول الله (ص) حملهور شدند و جمعی را از سربازان حضرت ولیالله اعظم ارواحنا التراب مقدمه الفدا” را غوطهور در خون و گل نمودند و چه زیبا شهادتی که خون خود را با گل‌های شهیدی دیگر هم آغوش دید. راستی مگر فلاح انسان خلیفه الهی جز این است؟

خواهران و برادران عزیز می‌دانید حکمت و فلسفه این همه عشق بشهادت در چیست؟ این‌ها همه سرمست از هوای غیب است که این چنین حماسه سازان تاریخ بشریت از حماسه‌های این مردم در حیران و شگفتند. در این رهگذر خواهری در نقاب حضرت فاطمه الزهرا ” سلام الله علیها ” و خونین پیامی زینب‌وار بر تارک زمان نشست و در صورت کمال در جوار حضرت حق سکنی گزید و اینچنین به لقاء رب العالمین متعم گردید.

این خواهر مکرمه ”عصمت پورانوری” یکی از آموزش یاران و مربیان نهضت سوادآموزی دزفول بود که با عشقی راستین و الهام گرفته از وصی پیامبر (ص) حضرت امام در امر بسیج عمومی برای با سواد کردن بی‌سوادان قیام کرد تا در نقش انبیاء عظام به این امر مقدس الهی جامه عمل بپوشاند ولی ملکوت اعلی برگزیدش و در فضای روحانیت الله فورانش کرد.

واما بعد ………….

خواهر عصمت پورانوری در سال ۱۳۴۱ در شهرستان دزفول پا به عرصه وجود نهاد و در خانواده‌ای کاملاً اسلامی و با اصالت زندگی را آغاز نمود. و از کودکی علاقه وافری به یادگیری مسائل اسلامی داشت. بطوریکه در سنین کم توانست قرآن خواندن و نماز را بطور کامل یاد بگرید و در حفظ و رعایت حجاب خود از کودکی علاقه زیاد نشان می داد.

خواهر پورانوری در دوران انقلاب مرتب در مراسم و برنامه‌های خیابانی و همچنین شرکت در جلسات افشاگرانه رژیم منحوس پهلوی و هدایت دوستان و آشنایان در جهت افشای ماهیت طاغوت سرنگون شد. با توسل به رهنمودهای امام که بوسیله پخش اعلامیه‌های او صورت می‌پذیرفت نقش بسیار فعالی را ایفا می‌نمود او اشتیاق فراوان داشت به بررسی مسائل و مباحث اسلامی بطوریکه در جلسات و برنامه عقیدتی، سیاسی که در منازل بعضی از خواهران تشکیل می‌شد با شور تمام شرکت می‌نمود تا اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران با رهبری حضرت امام خمینی (ره) پیروز گردید و نیز بعد از انقلاب اسلامی ایران مجدانه در ترویج خط اصیل اسلامی که همانا خط امام و روحانیت متعهد و مسئول می‌باشد تلاش و مستمر و پیگیر داشت و همیشه می‌گفت: رمز پیروزی و بهروزی اسلام امام و روحانیت است، پس این عزیزان را باید داشته باشیم زیرا اینان توشه راهند. این خواهر علاقه خاصی به کل روحانیت خصوصاً منصوبین امام داشت بطوریکه برای شهادت شهید مظلوم انقلاب به حمزه زمان قلب تشکیلات اسلام آیت الله دکتر بهشتی، از اعماق وجودش گریه می‌کرد و بر سر خود می زد.

او همیشه از امام بعنوان تنها الگو و اسوه حسنه در دوران حضرت ولی عصر (عج) یاد می‌کرد. خواهر شهیدمان در دوران دبیرستان فردی بسیار فعال و پرکار بود بطوری‌که در تمام مراسم و برنامههائی که در دبیرستان برگزار می‌شد شرکت فعال داشت و او دقیقاً موضعی خصمانه در قبال نیروهای چپ و منافق و دیگر گروهک‌های ضدانقلابی که می‌خواستند در دبیرستان فعالیتی بکنند داشت و فردی مشخص در انجمن اسلامی دبیرستان خود بود تا اینکه در سال ۵۹ موفق به اخذ دیپلم اقتصاد از دبیرستان کوثر شد.

از اوائل تشکیل نهضت سوادآموزی در دزفول خواهر پورانوری که سال چهارم دبیرستان خود را طی می‌کرد در تمامی جلسات عقیدتی ـ سیاسی که از طرف نهضت تشکیل شده بود شرکت مثمر و منظمی داشت و در ارزیابی پایانی این جلسات ایشان بعنوان یکی از خواهران نمونه در اجرای تکالیف محوله و درک مفاهیم تدریس شده مشخص شد.

خواهر پورانواری علاقه زیادی به اجرای فرمان امام در امر مقدس سوادآموزی داشت و این را بارها متذکر شده بود که بیایم در نهضت خدمت بکنم تا اینکه اخیرا در… امتحانی نهضت موفق و باز هم بعنوان یکی از خواهران نمونه نهضت در ابعاد مختلف شناخته و ثبت گردید.

«شهید درس می آموزد»

خواهر عصمت پورانواری فردی صدیق و با ایمان بود، معقول و با ادب بود. آرام بود و متین، چهره ای محبوب در خانه و خانواده داشت، پرکار بود و فعال، توکل و توسلش به خداوند زیاد بود او خواهری بود واقعاً مسئول و متعهد، در رعایت حجاب ظاهر و باطن خود دقتی کم نظیری داشت گفتارش توأم با عمل بود، مطالعه خوبی در مسائل داشت و همیشه از سطحی نگری به مسائل پرهیز می نمود، معتقد بود که باید در اجرای این مطلب میداشت بدون هیچگونه تکبری ساده و سنگین قدم برمیداشت. امانتداری بود باوفا اعتقاد زیادی داشت که مفاهیم اسلامی را باید با زیربنای عرفان و معنویت بررسی نمود در غیر اینصورت زمینه برای انحراف محتمل است و در این رابطه هیچ وقت دعای کمیلش، نماز جمعه اش، برمزار شهیدان رفتنش، سرزدن به خانواده ها ی شهدا و… را فراموش نمیکرد. و حتی در شب عروسیش هم دعای کمیلش ترک نشده بود.

در رابطه با اهمیت زیاد شهید به بعد معنوی بپای صحبت یکی از خواهران بسیار نزدیک ایشان می نشینیم.

نماز خواندن ایشان با اخلاص و متواضع در برابر خدا بود.

دعاهای طولانی او بعد از نماز ترک نمی‌شد و شب‌های قدر ماه مبارک رمضان را همیشه با احیا به شب زنده داری مشغول می‌شد. روی مسائل معنوی خیلی تکیه می‌کرد بطوریکه فعالیتش برای خواسته‌های دنیوی در مقابل فعالیت‌هایش برای آخرت و معنوین هیچ بود او همیشه آخرت را در نظر داشت و به همین دلیل در همه کارهایش خدا را محور قرار داده بود. او دارای صبر و استقامت زیادی بود و در رابطه با رفتن برادرش به جبهه همیشه به دلداری مادرش می پرداخت و همچنین بعد از ازدواج که همسرش تقریباً بطور مداوم در جبهه بود او در مقابل سوءال مردم که آیا ناراحت نیستی از این موضوع؟

می‌گفت نه هرچه خدا بخواهد پیش می‌آید، و او تسلیم محض در مقابل اراده و مشیت خداوند بود و بخاطر این اعتقاد بود که تحمل بسیاری از ناراحتی‌ها و سختی‌ها را می‌کرد و به خاطر خداوند بزرگ هیچ شکوه و گلایه‌ای نمی‌کرد.

یکی دیگر از خصوصیات شهید سعی و علاقه فراوان او در حفظ و یادگیری آیات و احادیث مختلف بود تا اینکه در بررسی مسائل گوناگون از آنها استفاده نماید این  خواهر شهید بسیار قانع و متواضع بود. راجب به قانع بودن عصمت همین بس که وی در هنگام ازدواجش همهاش می گفت همسر من باید کسی باشد که از نظر ایمان و تقوا پسندیده باشد و مکتبی باشد، این بود از میان همه اقشار مردم قشر پاسدار اسلام را در هر لباس که باشد مظهر پاکی و عفت میدانست و به همین دلیل همسر خود را از این قشر انتخاب نمود. کمال قناعت و سادگی در مراسم ازدواجش بچشم می‌خورد او صداق “مهریه” خود را یک جلد کلام الله مجید قرار داده بود چون میخواست رهرو حضرت فاطمه علیها السلام باشد او بر خلاف بعضی از خواهران بعد ازدواجش مشغول و سرگرم زندگی مادی و دنیوی نشد. بلکه در عرفان و معنویت رشد سریع‌تری داشت.

زندگی بسیار سادهای در اتاقی کوچک تشکیل داد، در رابطه با افشای منافقین و خط بنی صدر فراری فعالیت زیادی داشت. عصمت روی پیوندهای مکتبی بسیار تکیه می‌کرد و میگفت پیوندهای مکتبی بر پیوندهای عاطفی ارجحیت دارند و این بود که با بسیاری از افراد بیتفاوت و یا منافق اقوام و خویشاوندان رابطه چندان خوبی نداشت و اگر هم رابطه برقرار می‌کرد فقط بخاطر ارشاد و راهنمائی و هدایت آنها بود و در روزهای آخر عمر شریفش به همه دوستان و آشنایان و اقوام سر زد و این اخلاق نیکو و شایسته او بود که کسی را فراموش نمی کرد. او بیاد فقرا و مستضعفین بود. وی همیشه در صحبت‌هایش می‌گفت که بعد از شهادتم لباسهایم و هرچه که به نامم باشد به مستضعفین تعلق دارد و چندین ماه در طی دو سال متوالی به روستا میرفت و به ارشاد آنها میپرداخت. او به پیروی از امام بزرگوارش خمینی بتشکن جنگ را نعمت و رحمت میدانست و در این رابطه هیچ وقت شهر را ترک نکرد و به سنگرش پشت نکرد او در بسیج خواهران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت داشت و برای بسیج نظامی مردم برای مقابله با متجاوزین بعثی به آموزش نظامی می‌پرداخت و او به این ترتیب سرنوشت خود را ساخت و راهش را انتخاب کرد و چه خوب جائی بشهادت رسید در حال رفتن بر مزار شهیدان ………..

“محمد همسر شهید سخنانی دارند که”

عصمت علاقه وافری به شهادت داشت اینرا ما نمی‌گوئیم همسرش از جبهه خونین کرخه می‌گوید همیشه در این مدت کوتاه زندگیمان میگفت چه زیبا و خوب است نظر شما چیست؟ عصمت بطور معمول با حجاب کامل میخوابید وقتی از او سوال میکردم که چرا اینچنین مسلح و مجهزی هنگام خواب او گفت محمد به این خاطر که اگر بر اثر حملات موشکی متجاوزین در زیر خروارهائی از خاک و گل فرو رفتم در هنگام بیرون کشیدنم از زیر خاک چشم نامحرم بر من نیفتد. همیشه و هر وقت که امام پیام و یا سخنرانی می فرمود عصمت بلافاصله می‌بایست تند و تند بنویسد می‌گفتم فردا روزنامه متن کامل آن را منعکس می‌کند او می‌گفت : باید کلام ملکوتی امام را بنویسم تا در رگ و خونم جریان یابد. اعتقاد بر قضا و قدر و الهیش اصیل بود.

همیشه می‌گفت به من محمد می‌خواهم با تو به جبهه بیایم و هرکاری که از دستم برآید انجام دهم به او گفتم نه تو باید بر تکلیف خویش عمل کنی و سدی پولادین در تدارکات پشت جبهه باشی و تو باید پیام رسان خون من و امثال من باشی ولی عجبا به این سعادتی که نصیب تو پاسدار عزیز شده که هم اکنون تجسم عینی خون و پیام هستی. نکته ای که زیاد در من اثر کرده این است که چند روز پیش از شهادتش برایم حرف‌هائی می‌زد که تعجب آور بود و قابل تأمل، بطوری‌که این احساس در من بوجود آمده بود که این بار در جبهه شهید می‌شوم ولی دیدم که برعکس خودش شهید شد و مرا تنها گذاشت با کوله باری از خون و پیام و به سنگینی واژه “مسئولیت” و این برادر ادامه می دهد که؛ با توجه به ریشه های عمیق فرهنگ تشیع و کیفیت پرورش کودکان و نوجوانان از نظر اسلام او بسیار به ارشاد و پرورش این آینده سازان اهمیت زیاد میداد.

در پایان شهادت این خواهر مظلوم و دیگر شهدای مظلوم اسلام را گامی مبارک در اجرای احکام الهی دانسته و معتقدیم که این خون‌ها باعث شکوفائی هر چه بیشتر مکتب رهائی بخش تشیع در طول تاریخ است و زمینه را برای حکومت جهانی مهدی آخر الزمان عج الله تعالی فرجه الشریف و ارواحنا التراب مقدمه الفدا… خواهد کرد.

ما شهادت این عزیزان را به حضرت صاحب عصر و الزمان عج الله تعالی فرجه و نائب بزرگوارش امام خمینی و مربیان متعهد و مسئول آموزشگاه‌های تربیتی و به تمامی خانواده‌های شهدا خصوصاً خانواده پورانواری  تسلیت گفته و استقامت و صبر را از خداوند رحمان برای ایشان آرزو داریم.

“والسلام علیکم و رحمه الله برکاته”